رستگاری در شاوشنک 1994
دو مرد زندانی عهد می بندند که پس از چند سال، از طریق رفتار مناسب با عرف، به آرامش و رهایی نهایی دست یابند.
دو مرد زندانی عهد می بندند که پس از چند سال، از طریق رفتار مناسب با عرف، به آرامش و رهایی نهایی دست یابند.
پاندای کونگفو کار که در قسمت پیش، پس از سپری کردن تمرین های سخت و طاقتفرسا بالاخره توانست خود را به عنوان جنگجوی اژدها اثبات کند، در این قسمت تصمیم گرفته تا به دنبال ریشهٔ خود گشته تا گذشتهٔ خود را بیابد. در گیر و دار جستوجوهای «پو» برای یافتن والدین واقعیش، یک طاووس خونسرد و البته بیرحم به نام ارباب «شین» هوس کرده تا کل جهان را به تصرّف خود درآورد و بساط کونگفو را به صورت کامل از زمین ریشهکن کند...
کودکی که از یک سیاره بیگانه در حال نابودی به زمین فرستاده شده است، توسط والدین جدید زمینی اش بزرگ می شود. گرچه زندگی معمولی بعنوان یک خبرنگار دارد، اما زمانی می رسد که مجبور می شود از قدرت های خارق العاده ای که نسبت به انسان ها دارد، برای مقابله با افراد شرور استفاده کند...
این فیلم داستان یک پسر، یک موش کور، یک روباه و یک اسب است که در کمال تعجب با هم دوست می شوند و برای یافتن خانه پسر با هم به سفر می روند. «پسر، موش کور، روباه و اسب»، برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه انیمیشنی از آکادمی اسکار 2023 شده است.
نیک (توبی مگوایر) فردی است که برای ادامه زندگی و ایجاد موقعیتهای جدید شغلی از غرب آمریکا به نیویورک آمده و در مجاورت خانه مرد ثروتمندی به نام جی گتسبی (لئوناردو دیکاپریو) اقامت کرده است و در ادامه شاهد اتفاقات عجیبی در خانه همسایه اش میشود. گتسبی، هر شب مهمانیهای پر سر و صدا و گرانقیمتی برگزار میکند که مهمانان بسیار زیادی در آن رفتوآمد دارند. نیک که بی میل به ورود به این دنیای پر زرق و برق است، در نهایت کارت دعوتی به او داده میشود و باعث آشنایی او با گتسبی بزرگ میشود. نیک پس از مواجه با گتسبی، متوجه میشود که وی این جشنهای پر هزینه را تنها به دلیل جلب توجه معشوقه اش به نام دیزی باچنان (کری مولیگان) ترتیب میدهد تا شاید بتواند به این واسطه، دوباره او را ببیند. البته معشوقه جناب گتسبی، همسرِ دوستِ گتسبی به نام تام باچنان (جوئل ادگرتون) میباشد که وی از طبقه ثروتمند آمریکا محسوب میشود. گتسبی و تام، رابطه خوبی با هم ندارند و این اختلاف گاهی بصورت علنی مطرح میشود.
دانشمندی در حال ساخت روباتی کوچک با پوشش کتان (شبیه پارچهی گونی) است و داستان با برخاستن روبات کوچکی (شماره ۹) در آینده شروع میشود. در طول فیلم بیننده از نابودی دنیا و انسانها توسط ماشینها و رباتهایی که توسط انسان ساخته شده آگاه میشود. به نظر میرسد در پایان دنیا جز برخی رباتهای فلزی تنها چند ربات با پوشش کتان وجود دارند که آنها نیز در هراس از رباتهای فلزی زندگی میکنند و شماره ۹ نام آخرین ربات کتانی است که بعد از سالها بیدار شده و به جمع این رباتها پیوسته است و در تلاش است تا دوستانش را نجات دهد و دلیل ساخت خود و دوستانش را متوجه شود. داستان ۹ پر از کلیدهایی است که بایستی توسط بیننده رمزگشایی شوند…
«فرانک وایت» (واکن)، سردسته ی یک باند قاچاقچی مواد مخدر به تازگی از زندان آزاد شده است. «فرانک» که به واسطه ی فساد و انحطاط جامعه، به مرد ثروتمندی تبدیل شده، تصمیم می گیرد دینش را به شهر ادا کند و تصمیم می گیرد یک بیمارستان عمومی چندین میلیون دلاری در یکی از فلاکت بارترین محله های بروکلین احداث کند اما با پیدا شدن سر و کله اراذل و اوباش «فرانک» دوباره آن خون خوار قبل می شود . . .
«تسویه حساب»، فیلمی در ژانر پلیسی-معمایی، درام، رازآلود و اکشن، به کارگردانی «پل مک گوگان» و محصول مشترک کشورهای انگلیس و اسپانیا در سال 2002 است. این فیلم با حضور در جشنواره های متعدد فیلم، موفق شد نامزد دریافت 2 جایزه بین المللی شود. داستان این فیلم از این قرار است که یک کشیش فراری به نام نیکلاس که با گروهی از بازیگران دوره گرد روبرو شده و جایگزین یکی از اعضای گروه که به تازگی مرده، میشود؛ پس از مدتی آنها به شهری عجیب میرسند که در آن زنی به جرم کشتن یک پسر به اعدام محکوم شده است. اکنون یکی از اعضای گروه به نام مارتین تصمیم میگیرد تا با بازسازی این جنایت در قالب یک نمایش، معمای قتل را حل کرده و…
Superman, an incredibly powerful alien from the planet Krypton, defends Metropolis from supercriminals. Superman hides his identity behind the glasses of Clark Kent; a mild-mannered reporter for the newspaper the Daily Planet. At the Daily Planet Superman works with fellow reporter Lois Lane and photographer Jimmy Olsen.
Monica, an angel, is tasked with bringing guidance and messages from God to various people who are at a crossroads in their lives.
Polseres vermelles and Pulseras Rojas in Spanish, is a Catalan television show. The first season aired on TV3 in 2011, with a second season planned for 2013. The show was created by Albert Espinosa and draws on his childhood experiences as a hospital patient. Espinosa and director-producer Pau Freixas had previously worked together on the film Herois. The show tells the story of a group of Catalan children and teenagers who meet as patients in the children's wing of a hospital. Themes include friendship, the will to live, and the desire to overcome adversity. The show was originally planned for four seasons, with the second one premiering on January 2013. In October 2011, it was announced that Steven Spielberg's DreamWorks and Marta Kauffman had reached an agreement with TV3 for an American remake of Polseres Vermelles. The Spanish channel Antena 3 aired the first season, dubbed into Spanish as Pulseras rojas, in summer 2012. On 11 December 2012, TV3 announced 14 January 2013 as the premiere date for its second season. Antena 3 will premiere it dubbed later in 2013.
When Amina gets diagnosed with cancer close to her wedding, she gets abandoned by her fiancé under his family's pressure. This all serves as a wake-up call which makes her reflect on her relationships with the people in her life. Her elevated sense of maturity makes her value what and who truly matter in her life.
Follow Nikolaj Coster-Waldau’s search for the people, ideas, traditions, and attitudes – the solutions – which will transform fear of the future into hope, climate angst into optimism and human disconnection into engagement. In each of the six episodes, Nikolaj and his affable team criss-cross the globe exploring humanity, witnessing its power for good and learning about some of the remarkable solutions (both old and new) that inspire his optimism for the future.
A story about a married couple both diagnosed with cancer and given limited time to live. As mother of two young children, Yoshioka Shuko notices a lump in her chest one day and goes to a hospital to have it checked out. When she is diagnosed with breast cancer, her husband Kenichi is fully prepared to battle the disease with her until he finds out that he, too is ill with lung cancer. For the sake of the children, the couple determine to not let this defeat them, but to approach life cheerfully and positively in what is a stirring and unforgettable record of a family driven by the strength of love and who never forgets their sense of humor.